خداحافظی با صدای خاطرهساز | خالق سلطان قلبها درگذشت

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- موسیقی پاپ ایران در دهه چهل و پنجاه هجری شمسی به قدری ستاره دارد که میشود با این ستارهها یک آسمان را روشن کرد. نکته جالب توجه درباره خوانندگان آن نسل این است که هر کدام سبک خاص و منحصربهفرد خود را دارند و وجود هیچ کدام باعث نشده تا خواننده دیگری تحت تاثیر این حضور قرار بگیرد. از سطحیترین نوع این موسیقی تا بالاترین آن ،نمایندگانی در بازار موسیقی داشتند. دلایل زیادی برای رونق موسیقی در این دهه طلایی پاپ ایران میتوان برشمرد؛ ظهور ترانه سرایان کم نظیری مانند ایرج جنتی عطایی، شهریار قنبری و اردلان سرافراز نوازندگان خلاقی مانند واروژان، حسن شماعی زاده و صادق نوجوکی و خوانندگانی که صدای هر کدام رنگ و جنس مخصوص به خودش را داشت از جمله آنهاست.
عارف عارف کیا که دیروز درگذشت، کجای این فهرست قرار دارد؟
او را میتوان جایی در میانه این فهرست قرار داد. خوانندهای خوش صدا و دوست داشتنی که توانست با سبک کاری خاص خودش پیوند خوبی میان موسیقی و بازار برقرار کند بدون این که چندان به دام ابتذال بیاُفتد. خوانندهای که شاید جایگاه ابراهیم حامدی [ابی]، داریوش اقبالی و فرهاد مهراد را پیدا کند ولی توانست در خاطره جمعی مردم ایران جایگاه بالایی پیدا کند.
عارف عارف کیا که بود؟
عارف عارف کیا در مرداد ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. عارف دبستان و دبیرستان را در مدرسه تمدن واقع در کوچه شیروانی تهران گذراند و در ایام جوانی به هنرستان صنعتی رفت و در رشته درودگری مدرک دیپلم گرفت. عارف از همان دوران به خوانندگی و خوانندگانی مانند ویگن و محمد نوری علاقه داشت و اشعار ترانههای آنها را در دفترچهای یادداشت میکرد. عارف مدتی به عنوان معلم در اُستان قزوین مشغول به تدریس شد، اما کمی بعد به دلیل جراحاتی که بابت یک تصادف برداشت ، شغل معلمی را کنار گذاشت. در اواخر دهه سی هجری شمسی ایران تنها یک کانال تلویزیونی و دو کانال رادیویی داشت ،عارف در این دوران میتوانست به رادیو نیرو هوایی که آهنگهای کوچه بازاری تولید میکرد،برود. اما عارف که علاقه داشت آهنگهای فاخرتری بخواند برای حضور در رادیو ایران دورخیز کرد.
عارف در ایام بیکاری به همراه یکی از دوستانش بنام جمشید زندی یک گروه آماتوری موسیقی تشکیل داد که چند آهنگ هم تولید کردند، اما آهنگهایی که تولید کردند چندان مورد توجه قرار نگرفت.
حضور حرفهای در تلویزیون
عارف در زمان ضبط یکی از آهنگهای خود با جمشید زندی با شخصی بنام اسد منصور که سازنده آگهی تلویزیون و نویسنده مجله تهران مصور بود آشنا میشود. اسد منصور متوجه استعداد عارف شده و با او قرارداد امضا میکند. آشنایی با اسد منصور باعث معرفی عارف به بابک افشار میشود و گروه چهار نفرهای شکل میگیرد که عارف و خواننده ایرانی-آشوری بنام نارملا با هم به اجرای آهنگ میپردازند. حضر این گروه در برنامه رنگین کمان علی تابش به شدت مورد توجه قرار میگیرد و باعث میشود این گروه آهنگهای بیشتری تولید کنند. اما بعد از مدتی نارملا از ایران مهاجرت کرده و این گروه از هم میپاشد و زمینه برای همکاری با پوران خواننده با تجربه آن روزگار مهیا میشود. این دو در یک برنامه زنده آهنگ دیده دیده را با یک دیگر اجرا میکنند که بسیار مورد توجه قرار میگیرد و از دربار با تلویزیون تماس گرفت میشود که این آهنگ مجدداً بازپخش شود.
رسیدن به آرزوی شخصی و حضور در رادیو ایران
در اواخر دهه سی هجری شمسی حضور در رادیو ایران به عنوان تنها رسانه دولتی ایران کار بسیار سختی بود و اکثر خوانندگان توسط شورای موسیقی رادیو که اعضای آن را مشیرهمایون شهردار، حبیب الله بدیعی، روح الله خالقی و انوشیروان روحانی تشکیل میدادند رد میشدند، اما عارف در این امتحان پذیرفته شد و پس از این آزمون به عنوان خواننده رسمی رادیو معرفی و متعهد شد هر ماه یک ترانه برای ارکستر رادیو و سه ترانه برای پخش زنده از این رسانه تولید کند.
اولین ترانه عارف بر روی صفحه گرامافون یک ترانه دو صدایی همراه پوران بنام هفت آسمون بود که در سال ۱۳۴۱ منتشر شد و عارف را به اوج شهرت رساند و باعث شد که او دستمزد هنگفتی به مبلغ ۱۰۰۰ تومان از مدیریت کمپانی رویال دریافت کند.
اما دهه چهل برای عارف با یک موفقیت بزرگ دیگر هم همراه بود و آن حضور در فیلم سلطان قلبها و همکاری با فردین به عنوان خواننده بود. ایرج که خواننده ثابت کارهای فردین بود در آن مقطع دستمز خود را بسیار بالا برده بود و به همین فردین ریسک کرد و با عارف همکاری کرد. همکاری که جواب داد و سلطان قلبها بدل به مشهورترین آهنگ کارنامه کاری عارف شد.
عارف در دهه پنجاه هم با خواندن ترانههای همه چیم یار وای خدا در غلام ژاندارم و کتل پای کتل در جبار سرجوخه فراری بر شهرت خود افزود. عارف در دهه پنجاه دستی هم در کارهای خیر داشت و موسسه بهکده را تاسیس کرد که با کمک خوانندگانی مانند آغاسی، سوسن و پوران به بیمارستانها و آسایشگاههای روانی کمک میکرد.
عارف در سالهای پس از انقلاب اسلامی
عارف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت هفت ماه در ایران ماند و تلاش کرد با اجرای ترانههایی مانند برادر بیا و دستهایم را به تو میدهم، جایگاه خودش را در ایران انقلابی پیدا کند. اما شرایط به او اجازه نداد در ایران بماند. خود عارف درباره دلایل مهاجرتش میگوید: «یه بار یه بچهای که تفنگ یوزی دستش بود، گفت میخواستم بیام داخل خونهتون همه تون بکشم. اگر هم اومده بود، اومده بود. یه اتفاقی بود مثل همه اتفاقهای اون موقع. من دیگه به جایی رسیده بودم که میدونستم نباید بمونم وگرنه کشته میشم.»
عارف ابتدا به لندن مهاجرت و بعد از مدتی فعالیت در زمینه کافه و کاباره داری به آمریکا مهاجرت کرد و در آمریکا فعالیت هنری خود را ادامه داد.
عارف اواخر عمر خود را در دوبی که آن را شهری آرام و امن میدانست سپری کرد تا این که سرانجام در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حالی که دوبی در بحبوحه جنگ ایران و امریکا دیگرمه آرام بود نه امن ، در سن ۸۵ سالگی درگذشت.




